أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
221
قانون ( فارسى )
مىكوبند و با آب باران تر مىكنند و در سپيدهء تخم عجين مىشود . نسخهء ديگر از « لونابيس » كه قوىتر است : جوش كوره سوختهء شسته هشت واحد وزن ، سپيداب شسته هشت واحد ، مرّ شش واحد ، سرمهء سوختهء شسته يك واحد ، سرب سوختهء شسته چهار واحد ، طلق چهار واحد ، كتيرا هشت واحد ، با آب بسرشند و با سپيدهء تخم معجون شود ، بسيار نافع است . فصل سوم دريدگى در قرنيه دريدگى از قرحه يا از سبب خارجى مانند ضربت و آسيب شديد منشأ مىگيرد و از معاينهء عنبيه آشكار مىشود . نام حالت دريدگى ، بسته به بزرگى و كوچكى آن است ؛ اگر آنچه بر عنبيه ديده مىشود كم بود و بسيار ريز بود ، آن را نملى ( مورچگى ) يا مورشاره يا مگسى ( ذبابى ) نامند . اگر درشتتر بود و برابر با حجم عنبيه بود ، آن را عنبى ( دانه انگورى ) نامند . اگر بزرگتر بود بادكنكى و اگر زياد از عنبيه خارج شد و مانع برهم آمدن پلكها شد آن را ميخى ( مسمارى ) گويند . اگر از دريدگى ، عنبيه سفيد شد علاجپذير نيست . و بدان ! اگر قرنيه به درازا ترك برداشت سپيدى ديده نمىشود ، ولى ترك آشكار است و تو گويى كه مردمك دراز شده است . و توضيحش چنين است : گويند ممكن است ترك در كليهء اجزاء قرنيه و پردهها باشد و برجستگى از گوهر عنبيه به وجود آمده باشد . يا اينكه ، ترك در بعضى اجزاء قرنيه و برجسته از خود قرنيه است . در تآكل قسمتى از پردههاى چشم ديده مىشود كه به حباب آب شبيه است و با ساير حباب و تاولهاى چشم تفاوت دارد . زيرا حباب و تاولها كه در سپيدهء چشم باشند سرخى همراه دارند ، اشك و تپش در پى دارند ، زير ميل فرونشينند . اما ترك بردگى در قرنيه اين حالت را ندارد . اگر برجستگى از خود قرنيه باشد ، سخت و جامد است و زير ميل فروكش نمىكند . اگر برجستگى از دريدگى در كليهء پردههاى قرنيه باشد و كليه جرم عنبيه يا جزئى بروز كند ، چهار نوع است : 1 - حباب يا تاول ريز و كمحجم مگسى يا مورچهاى ، شبيه حباب و تاولى باشد كه بر كاسهء چشم آيد ، اما تفاوت در اين است كه اگر در سياهى و كبودى و ميشى رنگى همرنگ عنبيه باشد ، تاول ، و اگر همرنگ عنبيه نباشد گنبد آبى است . مىتوانى تشخيص دهى كه هرگاه چيزى سفيد پيرامون بيخ ترك برداشته است كه در كنارهء ترك قرنيه پديدار است و به نخ حاشيهدوزى مىماند ؛ و در حال جوش خوردن ترك در قرنيه سفيد ديده مىشود ، آن را مگسى و مورچگى نامند . 2 - عنبى كه شرحش آمد .